91 آیینه 404
"مردم" و" دولت " باید برای تحقق این هدف ،متحد شوند
دیگر امکانات

موضوع : نقش تولید در اقتصاد پویا

افزایش رفاه در گرو رونق تولید

 


اگر درک صحیح و مفهومی از اختلال‌ها و عوامل بازدانده و موانع سر راه تولید و نیز راه حل‌ها وجود نداشته باشد، به طور حتم می‌توانند نامگذاری‌ها و هدف گذاری‌ها را در عمل با شکاف معناداری مواجه کنند.
رفاه-تولید

یک استاد اقتصاد دانشگاه تهران عدم درک صحیح از تولید ملی، واردات بی‌رویه در کنار ظرفیت‌های موجود در کشور، وجود کالاهای بی‌کیفیت و گران در کشور را مهم‌ترین چالش‌ها و موانع پیش روی تولید ملی در کشور عنوان کرد و می گوید که باید درک صحیحی از عوامل بازدانده (چه در حوزه نرم افزاری مانند سیاست‌ها و قوانین و چه در حوزه سخت افزاری مانند ساختار‌ها و امکانات) برای پیشبرد اهداف وجود داشته باشد. در غیر این صورت نامگذاری‌ها و هدف گذاری‌ها کماکان با شکاف معناداری در عمل مواجه خواهند بود.

محمد خوش چهره نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی با اشاره به نامگذاری سال جاری با عنوان تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانى گفت: نامگذاری‌های مشابه در سال‌های قبل دچار یک نوع انحراف در عمل شد که قطعا باید نگران نامگذاری سال جدید در رابطه با انحرافات قبل باشیم.

وی گفت: اگرچه تلاش‌های ضمنی برای نزدیک شدن به شعار در برخی سطوح نهادهای حاکمیتی صورت گرفته ولی قطعا نتایج به دست آمده با منظور و هدف از طرح عنوان سال، فاصله معناداری دارد.

ظرفیت‌های خالی در اقتصاد ایران در بخش کشاورزی باعث شده بخش قابل توجهی از مرکبات را علی رغم داشتن ظرفیت وارد کنیم، بخش قابل توجهی از پروتئین و گوشت، 90 درصد روغن نباتی، 95 درصد چای و... وارداتی است

معنای واژه‌ها را نمی‌دانند، تصمیم می‌گیرند

این استاد دانشگاه نخستین و مهم‌ترین چالش فراروی چنین نامگذاری‌هایی را عدم درک صحیح و مفهومی از واژه‌های به کار برده شده عنوان و بیان داشت: در بسیاری از واژه‌ها بدون درک محتوایی و مفهمومی مبادرت به اتخاذ راه حل‌ها و شیوه‌های عملی برای تحقق آن شده که در این صورت بزرگ‌ترین ضربه به واژه‌ها را همین عدم درک صحیح آن ایجاد کرده است. مثلا در باب واژه عدالت که واژه قابل درک و عمومی دارد، چه بسا اقداماتی انجام شده و تصمیماتی به اسم عدالت اتخاذ شده که در عمل به ضد عدالت تبدیل شده است.

وی درک مفهومی صحیح از واژه تولید ملی و سرمایه را اولین ضرورت و پیش شرط داخل شدن در چنین موضوعی دانست و ادامه داد: با نگاهی سطحی و گذرا در تولید ناخالص ملی می‌توانیم شاهد وجود ظرفیت‌های خالی در اقتصاد ملی باشیم. در حوزه‌های صنعت، کشاورزی و خدمات که 3 بخش اصلی اقتصاد هستند از این ظرفیت‌ها استفاده نشده و در عمل واردات جای آن‌ها را پر کرده یا به تعبیری واردات باعث خالی ماندن آن‌ها شده است.

اگرچه تلاش‌های ضمنی برای نزدیک شدن به شعار در برخی سطوح نهادهای حاکمیتی صورت گرفته ولی قطعا نتایج به دست آمده با منظور و هدف از طرح عنوان سال، فاصله معناداری دارد

انبوه واردات در کنار ظرفیت‌های خالی

این نماینده پیشین مجلس ادامه داد: در برخی بخش‌های اقتصاد شاهد ظرفیت‌های خالی بالای 50 درصد هستیم. مثلا در بخش صنعت، در مقطعی صنعت نساجی دومین صنعت اشتغالزای مهم کشور بود که آمارهای رسمی جاری مبین تولید زیر 30 درصد است. این ظرفیت‌های خالی در اقتصاد ایران در بخش کشاورزی باعث شده بخش قابل توجهی از مرکبات را علی رغم داشتن ظرفیت وارد کنیم، بخش قابل توجهی از پروتئین و گوشت، 90 درصد روغن نباتی، 95 درصد چای و... وارداتی است.

خوش چهره بخشی از موانع بر سر راه تولید ملی را عوامل بیرونی و یا نتیجه بخشی از تصمیمات داخلی دانست که در دراز مدت نتیجه خود را در عوامل بیرونی مانند واردات نشان می‌دهد. عدم استفاده از ظرفیت‌های بالقوه یکی از‌‌ همان موانع داخلی است.

رفاه-تولید
کالاهای بی‌کیفیت و گران در کشور

وی ادامه داد: بخش قابل توجهی از چالش‌ها و موانع تولید ملی عدم رقابت پذیری، عدم کیفیت یا قیمت‌های بالا است که قطعا ریشه در نوع مدیریت واحدهای تولید دارد. بخش گسترده‌ای از این ایراد به نوع سیاست‌های حاکم بر اقتصاد بر می‌گردد. مثلا در سیاست‌های پولی و مالیاتی نامناسب؛ در این بین فشار اصلی مالیاتی عمدتا بر حقوق بگیران و بخش‌های تولید و مولد است و بخش‌های سوداگری و دلالی و اقتصادهای زیر زمینی در حاشیه امن مالیاتی قرار می‌گیرند. یا به طور مثال می‌توانیم به نرخ‌های بالای سود‌ها اشاره کنیم، نرخ‌های بالای سودهایی که به جای تسهیل کننده تولید، بازدارنده و اختلال زا هستند،‌‌ همان موانعی که تحت عنوان دادن تسهیلات به بخش‌های تولید وجود دارد. یا سیاست‌های بازرگانی نامناسب که خود را در قالب تعرفه‌ها و نرخ‌های غیر واقعی نشان می‌دهد و بر تولید فشار می‌آورد.

استفاده از کالای غیرکیفی توجه به تولید نیست

خوش چهره با تاکید بر اینکه توجه به تولید به مفهموم استفاده از هر کالای غیرکیفی نیست، افزود: به این معنی است که موانع منجر به ضعف کیفیت و هزینه‌های بالا احصاء شود. با تشخیص صحیح آن باید به کمک واحدهای تولید رفت. هدف استراتژیک هر نظامی افزایش بهبود سطح زندگی و افزایش رفاه است اما این مهم تحقق پیدا نمی‌کند مگر از طریق افزایش درآمدهای ملی. افزایش درآمدهای ملی هم در گرو افزایش تولید مستمر و پایدار است.

وی بار دیگر تاکید کرد که تمام متغیرهای کلان مانند از بین بردن بیکاری، کاهش فقر، شکاف طبقاتی، افزایش درآمد و رفاه و امثالهم که تحت عنوان اهداف و آرمان مطرح می‌شود، باید در گرو رونق تولید پایدار باشد. گرچه اصل توجه به تولید یک اصل شناخته شده است اما اگر درک صحیح و مفهومی از اختلال‌ها و عوامل بازدانده و موانع سر راه تولید (چه در حوزه نرم افزاری مانند سیاست‌ها و قوانین و چه در حوزه سخت افزاری مانند ساختار‌ها و امکانات) و نیز راه حل‌ها وجود نداشته باشد، به طور حتم می‌توانند کماکان نامگذاری‌ها و هدف گذاری‌ها را در عمل با شکاف معناداری مواجه کنند.

 
بخش اقتصاد تبیان

منبع:خبرگزاری فردا



ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 7:58 AM ] [ سید عسکر ]

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملّی

بسترهای قانونی تولید ملی جدی گرفته شود


مقررات بی سروته و فرآیندهای طولانی و ناموجهی که بیشتر همان عبارت «کاغذبازی» برازنده آن است و ظاهراً آن قدر هم مهم بوده که از جمله وظایف دولت در بند دهم از اصل سوم به آن اشاره شده است: «ایجاد نظام‏ اداری‏ صحیح‏ و حذف‏ تشکیلات‏ غیر ضرور»، توان تمامی حرکت های عمومی جامعه را مختل کرده است.  

به طور ویژه سرمایه گذاران و تولیدکنندگان هستند که برای انجام طرح های خود نیازمند اخذ مجوزها و پروانه های متعدد از نهادهای پراکنده و در طول زمان بسیار طولانی هستند. در واقع تولید با «فرسایش بروکراتیک» مواجه شده است.

سال ۱۳۹۱ در حالی شروع می­شود که به نحو قابل توجهی سفرهای نوروزی افزایش یافته و نشاط اجتماعی شگرفی در میان ایرانیان در نو شدن سال جدید حاکم است. آنچه هویدا است ایران با امید، در حال پیشرفت است و این وضعیت بر خلاف پیش بینی هایی است که برخی به واسطه هدفمند کردن یارانه ها و یا تحریم های تمام جانبه برای ایران در نظر گرفته بودند.

گرچه برخی سوء مدیریت ها به خصوص در حوزه بانکی و ارز و سکه و همچنین مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی و اداری ذائقه ملت را ترش کرده است و شاید همین جنبه ها همچنان عنوان سال جهاد اقتصادی را در تداوم قرار داده است. جهادی که علیه فساد (اداری و اقتصادی) و دشمنی هایی از جنس تحریم و تخریب هویت ایرانی – اسلامی و برای پیشرفت پر شتاب باید صورت گیرد. جهادی که جان و عزت ملت در گروی آن است و اگر عزم ملت در تحقق آن اثبات نشود همه چیز ملت از دست خواهد رفت.

مسئله خیلی ساده است دشمن پشت مرزها برای نابودی ملت پرتحرک است، و برخی بزرگ و کوچک راه هایی را انتخاب کرده اند برای خون مردم را در شیشه کردن. درمقابل راه حل ساده نیست: باید روی پای خود ایستاد: خودمان تولید کنیم و اول از همه برای کار خودمان ارزش قائل شویم. مسئله مهم تولید و مصرف داخلی است.

مسئله اول: تولید داخلی

تولید داخلی در واقع موتور محرکه اقتصاد پویا است. قانون اجرای سیاست های کلی اصل (۴۴) مصوب ۱۳۸۸ تمامی اهتمامی که دارد این است که تولید داخلی و بهره وری آن را در فرآیندی از خصوصی سازی و ایجاد رقابت تقویت کند. در واقع تولید داخلی هم با به کار گرفتن سرمایه انسانی، به تخصص و تجربه آن ها برای پیشرفت کشور احترام گذاشته و هم مانع از تحقیر شخصیت ملت به واسطه وابستگی راهبردی اقتصادی می شود.

این همان خواسته قانون اساسی در میثاق ملت و حکومت است که طبق اصل سوم، دولت را موظف کرده است به «طرد کامل‏ استعمار و جلوگیری‏ از نفوذ اجانب‏.» (بند ۵)، «پی‏ ریزی‏ اقتصادی‏ صحیح‏ و عادلانه‏ بر طبق‏ ضوابط اسلامی‏ جهت‏ ایجاد رفاه‏ و رفع فقر و برطرف‏ ساختن‏ هر نوع‏ محرومیت‏ در زمینه‏ های‏ تغذیه‏ و مسکن‏ و کار و بهداشت‏ و تعمیم‏ بیمه‏.» (بند ۱۲) «تأمین‏ خودکفایی‏ در علوم‏ و فنون‏ و صنعت‏ و کشاورزی‏ و امور نظامی‏ و مانند این ها.» (بند ۱۳)، که همگی در قالب اصل چهل و سوم به بیانی دیگر و بر اساس ضوابطی که اصل‏ چهل و سوم مقرر داشته‏ استقلال‏ اقتصادی‏ جامعه‏ را تأمین، فقر و محرومیت ریشه‏ کن‏ کرده‏ و نیازهای‏ انسان‏ را در جریان‏ رشد و آزادی وی برآورده می سازد.


برای تحقق تولید داخلی الزاماتی وجود دارد که برخی از آن ها با تصویب قوانینی همچون اجرای سیاست های کلی اصل (۴۴) و قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار در مسیر به بار نشستن هستند و باید با دقت بر اجرای آن ها نظارت و مانع هرگونه انحراف و فساد شد و برخی نیازمند توجه و اقدام.

۱-       امنیت تولید 

تولید بیش از هر چیز تحت تأثیر نظم عمومی یک کشور است. به عبارت دیگر تنها یک نظام پایدار می تواند محمل تولید باشد. چرا که تولید با آرامش، پیش بینی پذیری، کاهش ریسک و قانون قاطع و شفاف همزاد است و اختلال در هر یک امنیت تولید را به مخاطره می افکند. به عبارت دیگر تولید در پرتوی حاکمیت قانون، نضج می­گیرد. برای مثال هم اکنون به طور روشن قانون در عرصه ارایه تسهیلات مالی – اعتباری به تولیدکنندگان نقض می شود چرا که هم نظام مالی درک درستی از سیاست تولید محوری ندارد –سودمحوری در مقابل تولید محوری- و هم ارایه تسهیلات ظابطه مند و شفاف نیست، پرونده  LCهای بی ظابطه سال ۱۳۹۰ بانک ها شاهد این مدعا است.

۲-        مقررات زدایی

مقررات بی سروته و فرآیندهای طولانی و ناموجهی که بیشتر همان عبارت «کاغذبازی» برازنده آن است و ظاهراً آن قدر هم مهم بوده که از جمله وظایف دولت در بند دهم از اصل سوم به آن اشاره شده است: «ایجاد نظام‏ اداری‏ صحیح‏ و حذف‏ تشکیلات‏ غیر ضرور»، توان تمامی حرکت های عمومی جامعه را مختل کرده است. به طور ویژه سرمایه گذاران و تولیدکنندگان هستند که برای انجام طرح های خود نیازمند اخذ مجوزها و پروانه های متعدد از نهادهای پراکنده و در طول زمان بسیار طولانی هستند.

در واقع تولید با «فرسایش بروکراتیک» مواجه شده است. به نظر باید دو کار عاجل را به ثمر رساند: اول همان توصیه قانون اساسی که بازنگری در دستگاه های و مقررات اداری است که می توان نمود آن را در احکام مواد (۶۲)، (۷۰) و (۷۶) قانون برنامه پنجم توسعه دید و دوم پناه بردن به «دولت الکترونیک» و اجرای ماده (۴۶) قانون برنامه در الزام ارایه کلیه خدمات به شهروندان از طریق الکترونیک پیداکرد.  

۳-       رقابت پذیری 

رقابت، قاعده بازار است و تولید به شرطی دوام خواهد آورد که رقابت پذیر باشد یعنی با هزینه کمتر و یا هم سطح با دیگر رقبا بتواند جذابیت بیشتری از بازار را نصیب خود کند. برای تحقق چنین امری دولت ها از هر سنخی که باشند کالاها را به دو دسته راهبردی و غیر راهبردی تقسیم می کنند و دوباره برای حمایت از محصولات داخلی شان، کالاها را به داخلی یا خارجی تفکیک می کنند حتی اگر عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) باشند.

به این ترتیب دولت حمایت های خود را از طریق یارانه، حقوق گمرکی، مالیات ها و عوارض نصیب تولیدکنندگان خاصی می نماید تا استقلال کشور و مصالح عمومی مخصوصاً امر اشتغال را حمایت و تضمین نماید. با این وجود این حمایت ها نباید اولاً رانتی و بی برنامه توزیع گردد و ثانیاً تولیدکننده داخلی را از رقابت بی نیاز سازد.

از یک سو حمایت ها برنامه ریزی شده و با ابزار مناسب نیست و از سوی دیگر برخی تولیدکنندگان خود را بی نیاز از رقابت فرض کرده و مشتری را ناچار از خرید کالاهایشان می دانند، صنعت خودروسازی مصداق این بازار انحصاری است که ناقض عمده ماده (۸) قانون حمایت از حقوق مصرف کننده شده است: «هرگونه تبانی و تحمیل شرایط از سوی عرضه کنندگان کالا و خدمات‚ که موجب کاهش عرضه یا پایین آوردن کیفیت ‚ یا افزایش قیمت شود‚ جرم محسوب می شود.»

۴-   حمایت از خلاقیت در تولید

همان طور که پذیرفتیم تولید باید رقابت کند تا دوام بیاورد برای رقابت باید هماره با توسل به فناوری های جدید برای بالا بردن بهره وری و جذابیت و همچنین تأمین نیازهای بیشتر، از خلاقیت و ابداع حمایت کرد. در واقع برای آنکه کشوری استقلال خودش را از دست بدهد کافی است خلاقیت و ابداع وی را در توید از او گرفته شود چرا که دیگر نه نیازهای جدید قابل تأمین است و نه صنعت موجود قابلیت رقابت پذیری را دارد. بر این اساس اتصال دانشگاه به تولید و الزام تولید به بهره گیری از دستاوردهای دانشگاهی و در این میان تأمین مطالعاتی و اولیه طرح ها توسط دولت الزامی است.

سید محمد مهدی غمامی

منبع : رصد

 


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 7:56 AM ] [ سید عسکر ]

موضوع : نقش تولید در اقتصاد پویا

اگر چه استقلال به مفهوم عام و استقلال اقتصادی به مفهوم خاص، مطالبه‌ی مردم ایران در انقلاب بوده ولی شیوه‌های عملیاتی نمودن آن و کالبد شکافی مفهوم استقلال، به طور جدی در ادبیات برنامه‌ریزی توسعه مورد توجه قرار نگرفت...
 
مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه‌ی گذشته و در آستانه‌ی جشن سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در راستای تبیین خطوط اساسی و دست آوردهای انقلاب اسلامی، مؤلفه‌هایی هم‌چون از بین رفتن وابستگی و جایگزینی استقلال همه جانبه، حاکم شدن روحیه‌ی اعتماد به نفس ملی و رهایی از تحقیرشدگی تاریخی و دست‌یابی به عزت ملی را مورد توجه قرار دادند. در این میان اما، دست‌یابی به استقلال همه جانبه در مواجهه با پدیده‌ی وابستگی است که زمینه‌ساز سایر دست آوردهای دیگر شده است. بررسی، تبیین، تحلیل و بازشناسی استقلال، این شعار محوری انقلاب، از چند محور شایسته توجه می‌باشد:

1. در عالی‌ترین سند و میثاق ملی جامعه‌ی ایران، یعنی قانون اساسی، دست‌یابی به استقلال همه جانبه و به ویژه تحقق استقلال اقتصادی مورد توجه جدی قرار گرفته است به نحوی که مفهوم استقلال فرا زمانی بوده و در قالب یک دوره‌ی خاص قرار نگرفته است. در این میان اصل 43 قانون اساسی تحقق استقلال اقتصادی، رفع فقر و برآوردن نیازهای در حال رشد انسان‌ها را مورد توجه قرار داده است. در بند هشتم اصل یاد شده، در راستای عملیاتی نمودن قاعده‌ی نفی‌سبیل با تأکید بر وجه‌ی اقتصادی آن، جلوگیری از سلطه‌ی اقتصادی بیگانگان بر اقتصاد کشور، مورد توجه طراحان قانون اساسی بوده است. بازشناسی مفهوم سلطه‌ی اقتصادی اجانب نشان می‌دهد که این پدیده در تمامی دوره‌ها در مکتب اقتصادی اسلام از صدر اسلام تا کنون مورد توجه بوده و تضمین کننده‌ی عزت و کرامت انسانی و زمینه‌ساز رشد و پیشرفت جامعه بوده است.

بند نهم از اصل 43 قانون اساسی، رسیدن به خودکفایی و رهایی از وابستگی اقتصادی را مورد توجه و تأکید قرار داده است. از این منظر رابطه‌ی خودکفایی و وابستگی، رابطه‌ای دو جانبه بوده به نحوی که با افزایش ضریب نفوذ خودکفایی، درجه‌ی وابستگی اقتصادی کاهش یافته و از سوی دیگر، با افزایش درجه‌ی وابستگی، ضریب اتکا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های داخلی کاهش خواهد یافت. گرچه مفهوم خودکفایی، مفهومی است که عمدتاً در ادبیات و آموزه‌های مکاتب مارکسیستی اقتصادی مورد توجه جدی بوده، ولی در مکتب اقتصادی اسلام از منظر پیشرفت و عزت یک جامعه در کنار استفاده‌ی مطلوب و مؤثر از منابع جامعه‌ی مورد نظر قرار گرفته است.
 
بازشناسی تاریخی توجه به مفهوم خودکفایی در ایران بیانگر آن است که در ابتدای انقلاب و به ویژه دهه‌ی اول، این مفهوم وزن غالبی را در سیاست‌گذاری‌ها و اداره کرد جامعه داشت؛ اما در دهه‌ی دوم با غالب شدن رویکردهای نئولیبرالیستی و نئوکلاسیکی به اقتصاد، آرمان خودکفایی از درجه‌ی مسلط خود نزول کرد و در دوره‌های بعدی، مفهوم هضم شدن در اقتصاد جهانی و کم توجهی به ظرفیت‌های بومی جایگزین آن شد.

2. اگرچه استقلال به مفهوم عام و استقلال اقتصادی به مفهوم خاص، مطالبه‌ی مردم ایران در انقلاب بوده ولی شیوه‌های عملیاتی نمودن آن و کالبد شکافی مفهوم استقلال، به طور جدی در ادبیات برنامه‌ریزی توسعه مورد توجه قرار نگرفت. به عبارت بهتر، مفهوم آرمانی استقلال، در سطح عملیاتی و اجرایی در مواجهه با سطح آرمانی از یک رابطه‌ی مستقیم پیروی جدی نکردند. به نظر می‌رسد که رسیدن به استقلال اقتصادی در سطح برنامه‌های توسعه، کم‌تر مورد دغدغه‌ی اصلی طراحان برنامه‌ها بوده است. این مسأله وجود تسلط اندیشه‌های تضعیف کننده‌ی استقلال اقتصادی و به نحوی هضم شدن در اندیشه‌های وارداتی اقتصادی را آشکار می‌سازد.
 
غلبه و سلطه‌ی اندیشه‌های اقتصادی وارداتی و ترجمه‌ای بر کانون اصلی برنامه‌ریزی کشور، نمونه‌ای از وابستگی فکری و ترجمه‌ای را نشان می‌دهد به نحوی که ابعاد آن بسیار خطرناک‌تر از سایر وابستگی‌ها می‌باشد. بازشناسی تاریخی آسیب‌پذیری مفهوم استقلال نشان می‌دهد که تئوریزه شدن مبانی استقلال مورد توجه جدی قرار نگرفته و این مفهوم آرمانی در مقاطعی از دوران پس از انقلاب در حاشیه رفته و به سطح تکنیکی تنزل یافته است.

اگرچه استقلال از منظر ریشه‌ای، به معنای کم کردن و به حداقل رساندن است اما از منظر عملیاتی و مفهومی، ملت استقلال طلب در پی آن است که وابستگی را تحلیل دهد و اتکا به دیگران را به حداقل برساند. از این منظر مفهوم شناسی استقلال از یک‌سو و مطالبه‌ی آن به عنوان یک دغدغه‌ی ملی، تاریخی و همیشگی باید در تمامی سطوح تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرایی جامعه تا جزیی‌ترین لایه‌های آن نهادینه شده و مطالبه‌ی عملی آن تا رسیدن به غایت نهایی استقلال، دغدغه‌ی تمامی لایه‌های جامعه شود. در این راستا مؤلفه‌های داخلی و خارجی تهدید کننده‌ی استقلال ملی، باید مورد شناخت دقیق و سیستمی قرار گرفته و راهکارهای عملیاتی مواجهه با آن طراحی شود.

3. از منظر تاریخی، بعد از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای مستعمره از قید استعمار سرزمینی رهایی یافته و به استقلال جغرافیایی رسیدند ولی از سوی دیگر در دایره‌ی شوم استعمار غیرمستقیم با انواع مختلفی از وابستگی‌ها روبه‌رو شدند. کشورهای مستقل جغرافیایی زیادی که از منظر اقتصادی، فرهنگی، سیاسی مستعمره‌ی کشورهای پیشرفته‌ی امروزی هستند. نسبت شناسی ابعاد مختلف استقلال ملی از یک‌سو و تنظیم رابطه‌ی سیستمی و اولویت‌بندی آن‌ها در بستر زمان از سوی دیگر بایستی در تمامی ارکان کلان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی جامعه لحاظ شده و از سوی دیگر این آرمان استراتژیک در سطوح اجرایی نیز به مطالبه و باور عمومی اثرگذار تبدیل شود.
 
وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی، استقلال سیاسی را در کشور نهادینه کرد و به دنبال آن به دنبال اعمال تحریم‌ها، وقوع جنگ و ... استقلال اقتصادی مورد توجه قرار گرفت تا کشور در دوره‌ی جنگ درجه‌ی وابستگی به نظام سلطه را کاهش دهد. در دوره‌های بعدی انقلاب، استقلال اقتصادی از منظری دیگر از سوی دولتمردان ارایه شد که با فراز و فرودهایی همراه بود. استقلال فرهنگی نیز بعد از انقلاب مورد توجه مسؤولین فرهنگی قرار گرفت. ایجاد شورای عالی انقلاب فرهنگی که سیاست‌گذار کلان فرهنگی جامعه می‌باشد، تلاشی بود در راستای نهادینه‌سازی استقلال فرهنگی که البته در حوزه‌های اجرایی با فراز و فرودهایی مواجه گردید.

4. کالبد شکافی ساخت هرم جامعه، بیانگر ارتباط دو سویه‌ی سه مؤلفه‌ی دولت‌سازی، سیستم‌سازی و ملت‌سازی می‌باشد. در دوران پس از انقلاب اسلامی، پروژه‌ی ملت‌سازی و دولت‌سازی شکل گرفت و نهادینه شد. اما در این میان پروژه‌ی سیستم‌سازی یا نظام سازی در ابتدای راه خود قرار دارد. رابطه‌ی سیستم‌های اداره کرد جامعه با مؤلفه‌ی استقلال رابطه‌ی یک‌سویه و هم جهت می‌باشد. به عبارت دیگر طراحی و اجرای انواع سیستم‌ها و نظام‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که در عالی‌ترین شکل خود با لحاظ مؤلفه‌های ایرانی و اسلامی می‌تواند استقلال ملی را ارایه دهد. سیستم‌های موجود اداره کرد جامعه، باز مانده‌ی همان نظام‌های قبل از انقلاب هستند که از لحاظ شکلی تغییر یافته ولی از لحاظ محتوایی، با همان اندیشه‌های وارداتی و ترجمه‌ای اداره می‌شوند.

5. بازشناسی نظام سلطه و شناخت اعمال انواع سیاست‌های امپریالیستی، ضرورتی است که باید مورد توجه جدی افکار عمومی جامعه و به ویژه خواص و نخبگان قرار گیرد. رابطه‌ی نظام سلطه و استقلال ملی به گونه‌ای است که از رویکردهای سخت افزارانه به رویکردهای نرم‌افزارانه و نیمه سخت تغییر جهت داده و در دوره‌های مختلف انقلاب همواره تهدیدهای خود را بر جامعه و نظام ارایه کرده است. از این منظر، سلطه‌شناسی جدید به ویژه از نوع اقتصادی، لزوم اقدام‌های آینده پژوهی در ساخت قدرت نظام‌های سلطه، در جهت مواجهه‌ی هوشمندانه و خنثی نمودن اقدام‌های نیمه سخت اقتصادی در راستای رسیدن به استقلال اقتصادی پیش از گذشته ضروری به نظر می‌رسد. تبیین و طراحی دکترین استقلال ملی در سایه‌ی دکترین کلان انقلاب می‌تواند ضریب نفوذ آسیب‌پذیری استراتژی‌های نظام سلطه را در تهدید استقلال ملی، در ابعاد مختلف آن به حداقل برساند.

6. طراحی و تدوین شاخص استقلال ملی و شاخص اعتماد به نفس ملی باید مورد توجه برنامه‌ریزان توسعه قرار گیرد. در ادبیات برنامه‌ریزی توسعه‌ی شاخص‌هایی هم‌چون درآمد سرانه، تولید ناخالص داخلی، کیفیت زندگی، دانش و ... مورد توجه قرار می‌گیرد که هر کدام به تنهایی قابل بررسی هستند ولی شاخص استقلال ملی برآیند تمامی شاخص‌های اشاره شده بوده و از منظر کلان، توسعه، تعالی و پیشرفت جامعه را نشان خواهد داد. ضعف در توجه جدی به طراحی شاخص کانونی استقلال ملی در برنامه‌های توسعه‌ی ایران مشاهده شده که بایستی با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری، در تمامی سطوح برنامه‌ریزی لحاظ گردد.(*)
 
منبع : گروه اقتصادی برهان/ دکتر مهدی حنطه؛



ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 7:35 AM ] [ سید عسکر ]

تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
درباره وبلاگ

توضیحاتی در باره: نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا - جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی - وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی - راهکارهای حمایت از تولید ملّی
آمار و بازدید ها
کل بازدید:31929
تعداد کل مطالب : 302
تعداد کل نظرات : 12
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 
تاریخ ایجاد بلاگ : سه شنبه 8 فروردین 1391